سیمای حضرت موسی در آثار بهائی
در ميانهء هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح جوانی عبرانی بنام موسی (١) از خاندان لاوی قوم بنی اسرائيل (٢) خاک مصر را ترک کرده و بسوی سرزمين مديان در فلسطين فرار نمود . او از بيم جان ترک يار و ديار کرد و بسوی سرنوشت ناشناختهای رهسپار گرديد . زيرا يک مصری را از پای درآورده بود .حضرت موسی در هشتاد سالگی بفرموده حضرت بهاءاللّه " به عصای امر و بيضای معرفت از فاران محبّت الهيّه با ثعبان قدرت و شوکت صمدانيّه از سينای نور به عرصه ظهور ظاهر شد (٣) ."
حضرت موسی در آن هنگام پرتو روشنی بخش ايزدی را با چشم دل در طور جان بديد و ندای جانفزای يزدانی را با گوش هوش از درخت افروخته هيکل انسانی خويش بشنيد .آری، او پيشوا و پيامبر قوم اسرائيل گرديد و برای رهايی آنان از دست ستم ستمگران و رهنمايی شان به سر منزل امن و اطمينان از سوی خدای مهربان برانگيخته شد . زيرا يهوه او را مخاطب ساخت و فرمود : " و الآن اينک استغاثه بنی اسرائيل نزد من رسيده است و ظلمی را نيز که مصريان بر ايشان میکنند ديدهام . پس اکنون بيا تا ترا نزد فرعون بفرستم و قوم من بنی اسرائيل را از مصر بيرون آوری ." (٤) باری، حضرت موسی امانت خدا يعنی آئين ايزد يکتا را به دوش کشيد و بسوی سرزمين فرعون رهسپار گرديد و جهاد روحانی خويش را در آن سامان آغاز کرد . او آنقدر کوشيد و آنچنان خروشيد تا سرانجام فرعون مصر را مسس سوم را ناچار به آزاد ساختن برادران و خواهران ستم کشيده خود نمود. و آنان را از ژرفای چاه خواری و پستی و ناتوانی به اوج ماه شکوه و ارجمندی و توانايی سوق داد. موسی قوم بنی اسرائيل را بسوی نجات دهندهء حقيقی آنان يعنی يهوه خداوند مهربان دعوت نمود و بنام او و بياری نيروی نافذی که در آن نهفته بود، ايشان را به سرمنزل مقصود رهنمون شد و مايه رستگاری و نيکبختی آن قوم ستمديده و رنج برده و ساليان دراز به کار گل واداشته شده، گرديد. مدت چهل سال طول کشيد تا دورنمای سرزمين موعود نمايان گرديد . حضرت موسی در اين مدت شريعت خود را تأسيس نمود و احکام و قوانين آنرا به قوم خويش آموخت و آنان را به اجرای آن دعوت کرد و فرمود :" ای اسرائيل بشنو و به عمل نمودن آن متوجّه باش تا برای تو نيکو باشد و بسيار افزوده شوی در زمينی که به شير و شهد جاريست . چنانکه يهوه خدای پدرانت ترا وعده داده است (٥) .
مهمترين احکام حضرت موسی احکام دهگانه او است که عبارت است از :
١- " من هستم يهوه خدای تو که ترا از زمين مصر و از خانه غلامی بيرون آوردم . ترا خدايان ديگر غير از من نباشد ."
٢- " صورتی تراشيده و هيچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است و از آنچه پائين در زمين است و از آنچه در آب زيرزمين است برای خود مساز . نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما ."
٣- " نام يهوه خدای خود را بباطل مبر . زيرا خداوند کسی را که اسم او را بباطل برد بيگناه نخواهد شمرد ."
٤- " روز سبت را ياد کن تا آنرا تقديس نمائی . شش روز مشغول باش و همهء کارهای خود را بجا آور، اما روز هفتمين سبت يهوه خدای تو است . در آن هيچ کار مکن ."
٥- " پدر و مادر خود را احترام نما ."
٦- " قتل مکن ."
٧- " زنا مکن ."
٨- "دزدی مکن ."
٩- " بر همسايه خود شهادت دروغ مده ."
١٠- " به خانه همسايه خود طمع مورز . و به زن همسايهات و غلامش و کنيزش و گاوش و الاغش و به هيچ چيزی که از آن همسايه تو باشد طمع مکن ."(٦)
باری، حضرت موسی در صدو بيست سالگی در نزديکی سرزمين موعود با قوم خويش وداع گفت . او ديگر خسته و سالخورده و نيازمند به آرامش بود . يک آرامش ابدی و يک آسايش سرمدی. او در راه خداوند بزرگ و اجرای فرامينش تا آنجا که در توانش بود از بذل مساعی کوتاهی ننمود و کشتی اسرائيليان را به ساحل نجات رسانيد . اما خود با آنان همراه نگرديد. زيرا راه ديگری در پيش داشت و آن راه او را بجهان پنهان و سرای جاودان کشانيد. قوم بنی اسرائيل در سايه تعاليم و قوانين حضرت موسی چنان پيشرفت و ترقّی نمود تا توانست سلطنت داود و سليمان را تأسيس نمايد و در آن دوران مشهور آفاق شود و زبانزد خاص و عام گردد .
----------------
(١) - يعنی از آب کشيده شده ( تورات - سفر خروج - باب ٢ - آيه ١٠ )
(٢) - قوم اسرائيل از دوازده خاندان تشکيل شد و سر سلسله هر يک از آن يکی از
پسران يعقوب نوه حضرت ابراهيم بود ( تورات - سفر خروج - باب ١ - آيه ١ تا ٧ ) .
(٣) - کتاب ايقان - چاپ مصر ص ٨ .
(٤) - تورات - سفر خروج - باب ٣ - آيه ٩ و ١٠ .
(٥) - تورات - سفر تثنيه - باب ٦ - آيه ٣ .
(٦) - تورات - سفر خروج - باب ٢٠ - آيه ٢ تا ١٨
حضرت موسی در آن هنگام پرتو روشنی بخش ايزدی را با چشم دل در طور جان بديد و ندای جانفزای يزدانی را با گوش هوش از درخت افروخته هيکل انسانی خويش بشنيد .آری، او پيشوا و پيامبر قوم اسرائيل گرديد و برای رهايی آنان از دست ستم ستمگران و رهنمايی شان به سر منزل امن و اطمينان از سوی خدای مهربان برانگيخته شد . زيرا يهوه او را مخاطب ساخت و فرمود : " و الآن اينک استغاثه بنی اسرائيل نزد من رسيده است و ظلمی را نيز که مصريان بر ايشان میکنند ديدهام . پس اکنون بيا تا ترا نزد فرعون بفرستم و قوم من بنی اسرائيل را از مصر بيرون آوری ." (٤) باری، حضرت موسی امانت خدا يعنی آئين ايزد يکتا را به دوش کشيد و بسوی سرزمين فرعون رهسپار گرديد و جهاد روحانی خويش را در آن سامان آغاز کرد . او آنقدر کوشيد و آنچنان خروشيد تا سرانجام فرعون مصر را مسس سوم را ناچار به آزاد ساختن برادران و خواهران ستم کشيده خود نمود. و آنان را از ژرفای چاه خواری و پستی و ناتوانی به اوج ماه شکوه و ارجمندی و توانايی سوق داد. موسی قوم بنی اسرائيل را بسوی نجات دهندهء حقيقی آنان يعنی يهوه خداوند مهربان دعوت نمود و بنام او و بياری نيروی نافذی که در آن نهفته بود، ايشان را به سرمنزل مقصود رهنمون شد و مايه رستگاری و نيکبختی آن قوم ستمديده و رنج برده و ساليان دراز به کار گل واداشته شده، گرديد. مدت چهل سال طول کشيد تا دورنمای سرزمين موعود نمايان گرديد . حضرت موسی در اين مدت شريعت خود را تأسيس نمود و احکام و قوانين آنرا به قوم خويش آموخت و آنان را به اجرای آن دعوت کرد و فرمود :" ای اسرائيل بشنو و به عمل نمودن آن متوجّه باش تا برای تو نيکو باشد و بسيار افزوده شوی در زمينی که به شير و شهد جاريست . چنانکه يهوه خدای پدرانت ترا وعده داده است (٥) .
مهمترين احکام حضرت موسی احکام دهگانه او است که عبارت است از :
١- " من هستم يهوه خدای تو که ترا از زمين مصر و از خانه غلامی بيرون آوردم . ترا خدايان ديگر غير از من نباشد ."
٢- " صورتی تراشيده و هيچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است و از آنچه پائين در زمين است و از آنچه در آب زيرزمين است برای خود مساز . نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما ."
٣- " نام يهوه خدای خود را بباطل مبر . زيرا خداوند کسی را که اسم او را بباطل برد بيگناه نخواهد شمرد ."
٤- " روز سبت را ياد کن تا آنرا تقديس نمائی . شش روز مشغول باش و همهء کارهای خود را بجا آور، اما روز هفتمين سبت يهوه خدای تو است . در آن هيچ کار مکن ."
٥- " پدر و مادر خود را احترام نما ."
٦- " قتل مکن ."
٧- " زنا مکن ."
٨- "دزدی مکن ."
٩- " بر همسايه خود شهادت دروغ مده ."
١٠- " به خانه همسايه خود طمع مورز . و به زن همسايهات و غلامش و کنيزش و گاوش و الاغش و به هيچ چيزی که از آن همسايه تو باشد طمع مکن ."(٦)
باری، حضرت موسی در صدو بيست سالگی در نزديکی سرزمين موعود با قوم خويش وداع گفت . او ديگر خسته و سالخورده و نيازمند به آرامش بود . يک آرامش ابدی و يک آسايش سرمدی. او در راه خداوند بزرگ و اجرای فرامينش تا آنجا که در توانش بود از بذل مساعی کوتاهی ننمود و کشتی اسرائيليان را به ساحل نجات رسانيد . اما خود با آنان همراه نگرديد. زيرا راه ديگری در پيش داشت و آن راه او را بجهان پنهان و سرای جاودان کشانيد. قوم بنی اسرائيل در سايه تعاليم و قوانين حضرت موسی چنان پيشرفت و ترقّی نمود تا توانست سلطنت داود و سليمان را تأسيس نمايد و در آن دوران مشهور آفاق شود و زبانزد خاص و عام گردد .
----------------
(١) - يعنی از آب کشيده شده ( تورات - سفر خروج - باب ٢ - آيه ١٠ )
(٢) - قوم اسرائيل از دوازده خاندان تشکيل شد و سر سلسله هر يک از آن يکی از
پسران يعقوب نوه حضرت ابراهيم بود ( تورات - سفر خروج - باب ١ - آيه ١ تا ٧ ) .
(٣) - کتاب ايقان - چاپ مصر ص ٨ .
(٤) - تورات - سفر خروج - باب ٣ - آيه ٩ و ١٠ .
(٥) - تورات - سفر تثنيه - باب ٦ - آيه ٣ .
(٦) - تورات - سفر خروج - باب ٢٠ - آيه ٢ تا ١٨
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 21:8  توسط Spring
|
